تشریح رفتنت را که با دست و صدای لرزان می کنم

ناخواسته تشت رسوایی خودم را از بام نگاه بی تفاوت دیگران

به زمین می زنم...

همیشه تا به خودم بجنبم دیر شده و باز مغلوب سکوت و نجابت تو

در قبال بی قراری های کودکانه ی خودم شدم...