پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

600

۱۲ اسفند ۹۵

یک نفر زیر پوستی دارد احساسم را تحریک می کند...

نمی دانم این خوب است یا بد؟

از یک طرف میدانم به شدت نیاز دارم که سرم را روی شانه ی کسی بگذارم ٬

از طرف دیگر اما نمیشود چشمم را بر گذشته ببندم...

امشب یک نفر با حرف هایش حال دلم را خوب کرد از تجربه کردن مشابه

این حس زمان درازی می گذرد...

من هنوز هم کسی را در گذشته ام دوست دارم و هنوز هم بلد نیستم دو نفر را

هم زمان دوست داشته باشم ٬هرچند دلم می خواهد حال گرم امشب و حرف هایی

که گفته شد را باز تجربه کنم اما یک پایی ایستاده ام روی گذشته و به خودم

حق نمی دهم یک نفس راحت بکشد...

با خودم تعارف نمی کنم من عاشق گذشته ام و بعیید میدانم که روزهایی

به قشنگی و سفیدی آن روزها را تجربه کنم اما...

گاهی یک ((خوب منیِ)) ساده آدم را حالی به حالی می کند...

نمیدانم این نفر چندم است که احتمالا با زندگی کردن در گذشته ام

حالش را بهم خواهم زد...]

اما انگار که واقعا هرکس یکبار بیشتر توی زندگیش عاشق نمی شود ٬

عشقی که معمولا با وصال به گند کشیده نمی شود...

  • ۹۵/۱۲/۱۲
  • Omidreza