پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

یک جین آدم زندگی و دغدغه های شخصی شان را رها کرده اند

که گند بزنند به آرامش و تنهایی من...

از هرچی جنس مخالف و زندگی اشتراکی و تختخواب دو نفره است بیزارم...

اصلا بگذار همه یک جور دیگری فکر کنند،نگاهم کنند و حرف بزنند،

آره من را به الگوی دیگران نبریده اند...

به گذشته که فکر میکنم،روزهای تنهایی دو برابر بیشتر از هر زمان

دیگری توانسته ام خوشحال باشم و به حال دلم برسم...

من نه عُرضه اش را دارم،نه لیاقت و نه حوصله و توانش را...

توان اینکه یک نفر دیگر بیاید _اصلا به فرض محال هم که بماند_ و

آرام آرام و ناملموس گند بزند به زندگی که برای به اینجا رساندنش

به واقعی ترین معنای ممکن جان کنده ام...

کاش بعد از همه ی این زمزمه هایی که هر روز در گوشم میخوانید،

به جای این آدم های رنگارنگی که برایم نشان می کنید،

بعد از این همه قیل و قال و تلاش برای ایجاد یک جذابیت کذایی

برای یک لحظه هم به صدای من که میان همهمه هایتان گم شده گوش کنید

به این جمله ام که:

((من آدمش نیستم...))

آدم دست کشیدن از آمال و آرزوهای شخصی و تلاش برای ارضای

نیاز های شخصی یک نفر دیگر در قالب یک زندگی مشترک...

اسمش خودخواهی،بی قیدی و هرچه که می خواهد باشد،من همینم...

من از راه دور آدم ها را دوست داشته باشم به نفع همه است...

این خیالات شماست که تنهایی سخت است،

اینکه اگر یک نفر نباشد که به خوراک و پوشاک و حال دلم نرسد دق میکنم...

برعکس من وقتی گرفتار قیل و قال دیگران نباشم از همیشه بهترم،

فلسفه میخوانم،تمرین خط میکنم،دوربین به دست می شوم،

اگر شما هم این قالب های ذهنیتان را بشکنید میفهمید باید بعضی ها

را رها کنید تا تنهایی زندگیشان را بسازنند...

+فکر میکنم برای به حراج گذاشتن آرامشم هنوز وقت دارم...

  • ۹۶/۱۱/۲۰
  • Omidreza