پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۱ ثبت شده است

57

۱۴ آبان ۹۱

از این دردی که داری تو

خدایت هم خبر دارد

تحمل کن،

تحمل کن که هر کاخی

حریم و آخری دارد

اگر تلخ است زمین خوردن

زمین هم عالمی دارد

به جانت خورده سوگندی

که جانت ارزشی دارد

تحمل کن که این دنیا

امید آخری دارد

اگر زندان تن تنگ است

خدایت هم خبر دارد

تحمل کن که هر عمری

وجود و قصه ای دارد

تو فصل آخرش هستی

تحمل کن که حد دارد

نفس تلخ است،دمت سنگین

جنون هم آخری دارد

تحمل کن که هر زجری

به جانان آخری دارد...

((...))

  پی نوشت:شاید این تلخ ترین خداحافظی عمرم باشد...




  • Omidreza

56

۱ آبان ۹۱

مقصر همه چیز منم!

اما درک کن وقتی تمام زندگیت روی هواست ٬نمی توانی دست کسی را بگیری

و روی زمین قدم بزنی ٬باور کن نمی شود!

باور کن من هنوزم برای رد شدن از خیابان نیاز دارم کسی دستم را بگیرد!

نه که نخواهم ٬می ترسم!من از هرچه مردی و مرادنگیست می ترسم!

  • Omidreza