پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

589

۲۹ بهمن ۹۵

((همت)) ٬همت کرد که ((همت)) شد....

+واقعا نمیدونستم حق دارم این عکس بذارم یا نه؟

اما ٬

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی....

  • Omidreza

588

۲۶ بهمن ۹۵

این ها جای خالی هر نبودنی را این روزها برایم پر کرده اند..

برایم چیزی ورای رفاقت را معنا کردند...

باشد پر نور ترین شب زندگیشان جبران همه ی این روزها را بکنم...

  • Omidreza

587

۲۵ بهمن ۹۵

یک ذوقی میکنم وقتی میفهمم

تو میدونی که من دلتنگتمم....

  • Omidreza

586

۲۳ بهمن ۹۵

رفتیم تو موتورخونه ٬کله اش وسط دو تا لوله

است به نظرم میاد با هرتکون زائدی که بخوره یه

تیکه از سرش که اتفاقا خلوتم هست میپره ٬توی

همونشرایط ازم میپرسه:

((دست به آچار که هستی؟))

دوست دارم با همون ((فرانسه ای)) که تو دستم

بزنم تو سر کچلش...

نمیدونم چندبار دیگه باید به این سوال مزخرف

تکراری جواب بدم...؟؟؟

میگم:نه..من دست به قلمم...

با یه حرکت سریع که که منو یاد شتر مرغا موقع

فرار میندازه خودش از وسط دو تا لوله آزاد

میکنه و میگه:قلم؟؟؟؟

قبل از اینکه چیزی بگه بهش اعتراف میکنم

که هیچوقت به کار فنی علاقه نداشتم و همیشه

عاشق خوندن و نوشتم بودم...

اما بی فایده است...

اما مدیر ساختمون بدقلق تر از این حرفاست

که به خواست دل من رضایت بده و بی خیال

این بحث تکراری بشه که پول تو کار فنی و الخ...

در حال کلنجار رفتن با ترموستات شوفاژخونه

شروع میکنه از مکانیکی ٬برقکاری و نجاری وبنایی

گفتن و حساب و کتاب کردن....

خوب به حرفاش گوش میکنم....

همینکه از بین لوله ها میاد بیرون بهش میگم آقای حیدری:

من عاشق نوشتنم...

من با نوشتنم میتونم مثل یه مکانیک درست کن ٬

مثل یه بنا بسازم ٬

مثل یه نجار نقش بدم

مثل یه نقاش رنگ بزنم...

من حتی میتونم با نوشتن یه نفر عاشق کنم ...

با نوشتن کارایی میشه کرد که هیچ هنری قدرتش

رو نداره ٬نوشتن درست به رنگ پول نیست اما

به رنگ زندگی....

اما...

شواهد نشون میده که بازم اشتباه کردم...

آقای حیدری دستاش با پیراهنی که معلوم بود

برای پسرش پوریا کوچیک شده پاک کرد و گفت:

چی بگم.....

این چی بگم یعنی اسکول ترین آدمی هستی

که به عمرم دیدم....

اما واقعییت همینی بود که گفتم ٬

هنر من نوشتنِ ٬ چیزی که ممکنه خیلی هارو تحت

تاثیر قرار بده اما پولی ازتوش درنیاد...

علی دانشجوی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی میگفت:

تو دیوونه ی جذابی هستی نمیشه ازت گذشت...

  • Omidreza

585

۱۰ بهمن ۹۵

منه دیوانه...

+امروز بستری میشم.

  • Omidreza

584

۹ بهمن ۹۵

و گاهی انقدر همه چیز رو براتون سخت میکنه

تا برگردید و به زمان و مسیر طی شده نگاه کنید

و به خاطر بیارید که انسان میتونه در مقابل حتی

بی رحم ترین اتفاقات زندگی تاب بیاره و همچنان

روی پاهای خودش بایسته...

تا بدونید که برای نوش شوکران زندگی باید به

جای معجزه دنبال بهانه کوچک و ساده بگردید...

+صدای اذان صبح دوست دارم...

  • Omidreza

583

۹ بهمن ۹۵

((قمار _حمید عسگری))

  • Omidreza

582

۸ بهمن ۹۵

((اصفهان_روستای اسپارت))

  • Omidreza

581

۶ بهمن ۹۵

ملت ایران با انقلاب سال 57 خسرالدنیا

و الآخره شدند.

((مهندس بازرگان))

  • Omidreza

580

۴ بهمن ۹۵

یه اخم به دخترش کرد و گفت: اگر دفعه ی دیگه

با خودم آوردمت مغازه...

یه نگاه زیر چشمی به دخترکوچولو که موهایطلاییش از زیر کلاه کاموایی صورتی رنگش

بیرون ریخته بود انداختم و زیر لب گفتم:

اخه بابایی دلت میاد دختر به این نازی رو

دعوا کنی؟

این ماه شب چهارده رو فقط باید بغل کرد و

هی بوسید و بوسید و بو کرد...

باید چسبوندش به سینه و از ته دل ٬

فقط نفس عمیق کشید...

+هزار هزاربار دلتنگ آغوش دختر خودم شدم...

  • Omidreza