پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

بارون نم نم میزد...

محمد دم گوش من معلوم نیست داشت با کی زر می زد و میخندید

صدای ضبط زیاد کردم که چرندیاتش نشنوم

به خاطر تو و این همه خاطره

دل من ته قصه مون رسید ته دنیا...

افتادم تو سراشیبی زیر پل،

هنوز 100 متر تا ترافیک جلوی روم مونده بود

آروم پاهام از روی پدال برداشتم اما کیلومتر شمار از جاش تکون نخورد

50 متری ترافیک آروم زدم سر ترمز،

فهمیدم ماشین درحال توقف که نیست هیچ، داره سُرَم میخوره...

هرچی بیشتر پدال فشار دادم ماشین بیشتر از دستم میرفت

2 متری ترافیک جوری دستی رو کشیدم که الان کاملا کج شده...

ماشین دوتا لنبر انداخت و خورد به یه ال 90 و منحرف شد و خوردم پشت یه 206...

بیمه 3 میلیون برای اونا خسارت نوشت...

ماشین جان هم یه 4 تومنی فکر کنم خرج برداشت...

3تا در باید عوض بشه...

گلگیر سمت راننده،

سپر جلو،

چراغ  جلو،

سینی عقب،

شیشه ی آینه ی بغل ها...

به خاطر تو و این همه خاطره...

  • Omidreza

+وسط کویر لوتم که با یه نفر آشنا بشم

وقتی  ازش میپرسم شما کجا زندگی می کنید میگه:

تهران...

آقا این تهران دقیقا چند نفر جمعیت داره؟

  • Omidreza

خالی از عاطفه و خشم...

۲۰ فروردين ۹۷
 فرانسوی ها به جای اینکه بگن ((من دلتنگ توام)) میگن:
((tu me manques))
یعنی من تو رو کم دارم...
+تولدت مبارک.
  • Omidreza

سفر

۳ فروردين ۹۷

تعطیلات ما از فردا شروع میشه...

مقصد سرزمین پدری...

به قصد قربت باران فقط...

  • Omidreza

شایگان

۲ فروردين ۹۷

شاعر بزرگ ((ریلکه)) چنین تصویری از مرگ ارائه می کند:

در بطن زن آبستن، در پس چهرهٔ خسته و مهربانش، دو میوه در شرف تکوین است:

یکی مرگ و دیگری زندگی.

مرگ جزئی از زندگی است و مرگ و زندگی جفت یکدیگر هستند و همان لحظهٔ

ورود به عرصهٔ حیات، مرگ آغاز می‌شود.

در واقع هر روزی که زنده‌ایم، یک روز از مرگ دزدیده‌ایم.

موقعی که جوانی، اصلاً به مرگ فکر نمی‌کنی، فکر می‌کنی تا ابد هستی؛

پا که به سن می‌گذاری، مرگ را درک می‌کنی و می‌فهمی‌اش.

من به زودی هشتاد ساله می‌شوم، عمر مفیدم را کرده‌ام.

از هفتاد به بالا می‌دانی که به سوی مرگ می‌روی.

این است که حالا برای من مرگ رهایی است.

پرونده بسته می‌شود و تمام!

((مجله ی اندیشه ی پویا_تابستان 93))

+استاد شایگان در گذشت...

خیلی دلم می خواد نگم:((سالی که نکوست...))

  • Omidreza