پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13

آدم می نویسد که چیزی نگوید...

پلاک13
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۵۷ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

رویش ناگزیر

۱۷ ارديبهشت ۹۷

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم‌دار است

با ریشه چه می کنید؟

 گیرم که بر سر این بام

بنشسته در کمینِ پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته ی در آشیانه چه می کنید؟

 گیرم که باد هرزه ی شب‌گرد

با های و هوی نعره ی مستانه در گذر باشد

با صبح روشنِ پُرترانه چه می کنید؟

 گیرم که می زنید

گیرم که می بُرید

گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟

((شهریار دادور))

+اینجا خونه است.

  • Omidreza

طبلی در گلیم

۸ اسفند ۹۶

کودک‌آسا ای که با هر وعده شادانت کنند

چشم خواب‌آلوده بگشا تا چه بر جانت کنند

در سیاست کار این یغماگران بازیچه نیست

گرچه از بازیچه هردم گوی چوگانت کنند

صبحدم گر سینه بسپاری بدان رگبار تیر

شامگاهان چاره‌ای از بهر بهتانت کنند

استخوان از خوان سلاخان بزم‌آرا مخور

گرچه زان افسون خوش بر سفره مهمانت کنند

رزق مردان چون سگان در بند آن دم‌لابه نیست

دم مجنبان تا حذر از چنگ و دندانت کنند

باجگیری کن بدان سرپنجه چون غرنده شیر

ورنه با هر لقمه شرم‌آلود احسانت کنند

کس در اینجا روی عزت از وطن‌خواهی ندید

عزت آن باشد که حلق‌آویز ایوانت کنند

گر به آزادی نداری تاب این پشمین ‌پلاس

چاکری کن تا که اطلس‌پوش سلطانت کنند

از خموشان مجلسی داریم و زیبا مجلسی

لیک اگر تحسین شه گویی سخنرانت کنند

نقش امنیت در این وحشت‌سرا دانی که چیست؟

آنکه تا حرفی بجا گفتی به زندانت کنند

گر نداری تاب تاول از تطاول دم مزن

ورنه خاموش از قفا با آب جوشانت کنند

خانه‌ها بر نام انصاف است و داد از خانه گم

داد گرگی زن که تا بر گله چوپانت کنند

رشته‌ها بر کاخ این نوشیروان جنبد ولی

تا در آن دستی زنی زنجیر و پالانت کنند
((فریدون توللی))
  • Omidreza

ایستاده مردن

۱۷ دی ۹۶

مرا بخوان به کاکتوس ماندن...

  • Omidreza

602

۱۵ اسفند ۹۵

مطمئن باشید دیگر از درون تهی شده ام ٬می توانید مرا از کاه پُر کنید ٬

بگذارید کنار سر آن گوزن یا نزدیک خرس قطبی خشک شده روبروی در...

بنویسیدخودم ٬خودم را اهدا کرده ام ٬

از تاریخ خجالت می کشم مرا در زیست شناسی بررسی کنید...

((گروس عبدالملکیان))

  • Omidreza

593

۵ اسفند ۹۵

گر بیایی دهمت جان و نیایی کُُشدم غم

من که بایست بمیرم ٬

چه بیایی

چه نیایی...

((سعدی))

  • Omidreza

567

۲۱ دی ۹۵

سیاسی های مست و مست های معتقد...

  • Omidreza

557

۸ دی ۹۵

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست...

((سعدی))
  • Omidreza

537

۸ آذر ۹۵

بازهم دعوت به طوفان کن مرا اما بدان

من دلم دریاست دریا را به دریا می بری.
  • Omidreza

527

۳۰ آبان ۹۵

پس از تو روی من بمب های خنثی هم عمل کردند...

  • Omidreza

519

۲۷ آبان ۹۵

با هر نگاهت می کشی یک شهر را بانو

چشم تو با چنگیز قطعا نسبتی دارد...

((آرش عبدالمالکی))

  • Omidreza